۱۳۹۰ اردیبهشت ۹, جمعه

اختلال روحی A.D.D یا کمبود توجه چیست؟

علائم:
شش مورد یا بیشتر از علائم زیر اگر از شش ماه تجاوز کنند نشانگر بروز این اختلال هستند. فرد بیمار:
1- اغلب به جزئیات توجه خوبی نمی کند و اشتباهات بی دقتی زیادی در تکلیف مدرسه، مدرسه یا محل کار انجام می دهد.
2- بی توجهی وحشتناکی نسبت به وظائف یا فعالیت های تعیین شده دارد.
3- اغلب وقتی با او صحبت می شود به نظر می رسد که توجه نمی کند.
4- اغلب دستورات را پیگیری نمی کند، مثلا برای انجام تکلیف مدرسه، کارهای سخت یا وظایف در محل کار (که دلیل آن لجبازی یا ندانستن چگونگی انجام تکلیف نیست.)
5- در برنامه ریزی فعالیت های خود مشکل دارد.
6- اغلب از فعالیت هایی که نیازمند تمرکز ذهنی است خودداری، احساس تنفر می کند یا تمایلی به انجام آن ها ندارد.
7- اغلب وسایلی را که برای انجام تکالیف یا وظائف مورد احتیاج است گم می کند: مانند خط کش، مداد، یا ابزار کار.)
8- به آسانی حواسش پرت می شود.
9- اغلب در فعالیت های روزانه فراموشکار است.
درمان: با داروهایی نظیر ریتالین پس از مدتی مشکل برطرف می شود.
منبع
 
اطلاعات بیشتر، درباره ی خوددرمانی و تغذیه

افسردگی، سرماخوردگی روح (درباره درمان)



علاوه بر روش های دارودرمانی، یک درمان دیگر که همزمان می تواند استفاده شود و نتایج کاملا رضایتبخشی را به دنبال داشته است شناخت درمانی نام دارد. سعی می کنم مقدمه ی کوتاهی از آن را بیان کنم.
دکتر دیوید برنز در کتاب روانشناسی افسردگی (Feeling Good) به تشریح این روش می پردازد.
در این روش ابتدا یک آزمون به نام تست افسردگی بِک از شخص گرفته می شود که نتیجه آن گویای میزان افسردگی شخص است.
بیمارانی که با دارودرمانی به نتیجه می رسیدند پس از مدتی دچار بازگشت این بیماری می شدند و این وضع روانپزشکان را متقاعد کرد که بایستس به فکر روش های دیگر درمان باشند. اساس این درمان بر این نظر استوار است که ذهن بیمار مدام افکار منفی تولید می کند و حتی وقایع مثبت یا خنثی را نیز آزاردهنده می بیند. این تحریف های ذهنی را در این روش به چند دسته تقسیم کرده اند:
1- تفکر هیچ یا همه چیز: سیاه و سفید دیدن. می خواهید در یک مصاحبه کاری یا امتحانی قبول شوید و می گویید اگر نشدم یک شکست خوره کامل هستم.
2- تعمیم مبالغه آمیز: چرا همیشه برای من این اتفاق می افتد؟ در حین رانندگی پرنده ای به شیشه ماشینتان می خورد، داد می زنید: "لعنت به این شانس همه ی پرننده ها باید به شیشه اتومبیل من بخورند." در حالی که شاید این نخستین باری ایت که پرنده ای به شیشه ماشین شما خورده است.
3- فیلتر ذهنی: دانشجوی افسرده ای که با شنیدن این که چند دانشجو دوست صمیمی اش را دست انداخته اند به شدت عبانی شد و پیش خود گفت: "طبیعت بنی آدم است که ظالم و بی احساس باشد." اما فراموش کرده بود در چند ماه گذشته نه کسی نه در حق او ظلمی کرده بود و نه بی احساسی نشان داده بود. همین دانشجو در یک امتحان از صد نمره، هفده نمره را از دست داده بود. او آنقدر این موضوع را در ذهنش بزرگ کرد که پیش خود گفت حتما از دانشکده اخراج خواهم شد. نتیجه امتحان را که دادند استاد در برگه ارزشیابی اش نوشته بود: "شما از صد، هشتاد و سه گرفته اید و با اختلاف زیاد نسبت به سایر دانشجویان اول شده اید."
4- بی توجهی به امر مثبت: از جمله مخرب ترین تحریف های شناختی است. انسانی با این تحریف در مواجهه با هر امر منفی مانند شکست به خود می گویدک"بله درست این همان چیزی است که من هستم" اما نوبت به تجربه مثبت که می رسد به خود می گوید: "اتفاقی بود، اهمیتی ندارد." در اصل خود را از تمام تجربه های خوب محروم می کند و تاوان سنگینی می پردازد.
5- نتیجه گیری شتابزده: دو شاخه دارد:
الف) ذهن خوانی: فرض را بر این می گذارید که دیگران شما را به دیده حقارت نگاه می کنند و آنقدر مطمئن با این قضیه برخورد می کنید که حتی حاضر به امتحان کردنش نمی شوید. مثلا در یک جلسه سخنرانی نطق بسیار خوبی ایراد می کنید و می بینید یکی از حضار ردیف جلو چرت می زند. چه بسا همه ی گذشته را شب بیداری کشیده و شما نمی دانید اما پیش خود می گویید "از سخنرانی من خوابش گرفته". و یا آن که دوستی در خیابان از کنارتان عبور می کند و آن قدر در بحر تفکر خود فرو رفته که شما را نمی بیند و در نتیجه سلام و علیکی نمی کنید، پیش خودتان نتیجه می گیرید: "خودش را به ندیدن زد، حتما از من خوشش نمی آید."
6- اشتباه پیشگو: آینده ی خود را تباه می بینید. در حالی که به لحاظ منطقی و از دید دیگران اصلا چنین چیزی وجود ندارد. در همه حال و مدام به خود تلقین می کنید که دیوانه، بدبخت یا مفلوک خواهید شد.
7- درشت بینی-ریزبینی: نکات مثبتتان را نمی بینید یا کوچک می بینید اما نکات منفی را بزرگ می کنید.
8- استدلال احساسی: بنا به احساستان استدلال می کنید و نتیجه می گیرید. احساس را عین واقعیت می بینید. یکی از آثار افسردگی پیدایش دید منفی نسبت به خویشتن است. با تاثیر پذیرفتن از این دید منفی، استدلال می کنید که: "چون احساس می کنم آدم بدی هستم پس حتما بد هستم."
یکی از نتاج استدلال احساسی مسامحه است. از تمیز کردن میزتان طفره می روید زیرا به خود می گویید "فکر آن میز کثیف که می افتم حالم گرفته می شود. تمیز کردنش غیرممکن است." شش ماه بعد بالاخره زحمت تمیز کردنش را به خود می دهید و می بینید که آن قدرها پر زحمت هم نبوده است. در همه ی این مدت خودتان را گول زده اید زیرا از روی عادت احساسات منفی را راهنمای عمل خود قرار داد اید.
8- عبارت "باید" : زیاد برای خودتان قید و شرط می گذارید و برای انجام دادن کارها به خودتان باید فلان کار را بکنم می گویید. در نتیجه احساس اجبار کرده هرگز به سراغ آن کار نمی روید.
9- برچسب زدن: به خودتان خصلت ها و القابی لقب می دهید که گویی در باطن و ضمیر شماست و هرگز تغییر نخواهند کرد. اگر در بازار سهام ضرر می کنید به جای : این بار را اشتباه کردم به خود لقب "احمق" یا "بازنده" می دهید.
10- شخص سازی: در دنیا مسائلی هست که شما مسئول آن نیستید اما بی دلیل خود را مقصر می دانید. بدون هر گونه دلیل و منطق حوادث ناخوشایندی را به خود نسبت می دهید در حالی که دیگران هستند که مسئول کار خود هستند. یک نمونه ی آن روانکاوی است که بعد از این که ببیند بیمارش توصیه هایش را اجرا نمی کند بگوید "تقصیر من است. من روانکاو خوبی نیستم گناه من است که او توصیه هایم را اجرا نمی کند. اگر او به دستوراتم توجه نکرده مسئولیتش به ععهده ی من است." یا مادری که بی دلیل، علت درس خواندن فرزندانش را بی کفایتی خود بداند.
شرح این تحریف های ذهنی همراه با راه های کارساز مواجهه با آن در کتاب مذکور آمده است.


در همین زمینه: افسردگی (خلاصه کلی) و افسردگی، سرماخوردگی روح (ساده)

افسردگی (خلاصه کلی)



توضيح‌ كلي‌
افسردگي‌ عبارت‌ است‌ از احساس‌ غم‌، دلسردي‌، يا نااميدي‌ به‌ مدت‌ حداقل‌ 2 هفته‌ در اغلب‌ روزها و اغلب‌ ساعات‌ روز، به‌ علاوه‌ علايم‌ همراه‌.

علايم‌ شايع‌
از دست‌ دادن‌ علاقه‌؛ بي‌حوصلگي‌ و دل‌زدگي‌؛ ناتواني‌ از لذت‌ بردن‌
احساس‌ نااميدي‌؛ بي‌حالي‌ و خستگي‌
بي‌خوابي‌؛ خواب‌ زياد يا ناراحت‌
گوشه‌گيري‌ اجتماعي‌؛ احساس‌ بي‌ارزش‌ بودن‌ ومورد نياز نبودن‌
بي‌اشتهايي‌ يا پرخوري‌؛ يبوست‌
از دست‌ دادن‌ ميل‌ جنسي‌
مشكل‌ داشتن‌ در تصميم‌گيري‌؛ مشكل‌ داشتن‌ در تمركز
يكباره‌ به‌ گريه‌ افتادن‌ بدون‌ توضيح‌ مشخص‌
احساس‌ گناه‌ شديد به‌ خاطر وقايع‌ بي‌اهميت‌ يا خيالي‌
تحريك‌پذيري‌؛ بي‌قراري‌؛ افكار خودكشي‌
دردهاي‌ مختلف‌، مثل‌ سردرد، درد قفسه‌ سينه‌ بدون‌ شواهدي‌ از بيماري‌ جسمي‌


 علل‌
براي‌ بيماري‌ افسردگي‌ واقعي‌ هيچ‌ علت‌ يگانه‌ و روشني‌ نمي‌توان‌ متصور بود. بعضي‌ از عوامل‌ زيست‌شناختي‌ مثل‌ بيماري‌هاي‌ جسمي‌، اختلالات‌ هورموني‌، يا بعضي‌ داروها مي‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.
عوامل‌ اجتماعي‌ و رواني‌ نيز مي‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.
اختلالات‌ ارثي‌ نيز مي‌توانند مؤثر باشند.
بروز اين‌ حالت‌ ممكن‌ است‌ با تعداد وقايع‌ ناراحت‌كننده‌ زندگي‌ فرد ارتباط‌ داشته‌ باشد


عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
عصبانيت‌ يا احساس‌ ديگري‌ كه‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.
داشتن‌ شخصيتي‌ وسواسي‌، منظم‌ و جدي‌، تكامل‌گرا، يا شديداً وابسته‌
سابقه‌ خانوادگي‌ افسردگي‌
وابستگي‌ به‌ الكل‌
شكست‌ در كار، ازدواج‌، يا روابط‌ با ديگران‌
مرگ‌ يا فقدان‌ يكي‌ از عزيزان‌
از دست‌ دادن‌ يك‌ چيز مهم‌ (شغل‌، خانه‌، سرمايه(
تغيير شغل‌ يا نقل‌ مكان‌ به‌ يك‌ جاي‌ جديد
انجام‌ بعضي‌ از اعمال‌ جراحي‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌
وجود يك‌ بيماري‌ يا معلوليت‌ عمده‌
گذر از يك‌ مرحله‌ از زندگي‌ به‌ مرحله‌اي‌ ديگر، مثلاً يائسگي‌ يا بازنشستگي‌
استفاده‌ از بعضي‌ از داروها مثل‌ رزرپين‌، داروهاي‌ مسدودكننده‌ بتا آدرنرژيك‌، يا بنزوديازپين‌ها
محروميت‌ از داروها و مواد محرك‌ مثل‌ كوكائين‌، آمفتامين‌ها، يا كافئين‌
بعضي‌ از بيماري‌ها مثل‌ ديابت‌، سرطان‌ لوزالمعده‌، و اختلالات‌ هورموني‌


  پيشگيري‌
تغييرات‌ عمده‌ زندگي‌ را پيش‌بيني‌ و آمادگي‌ لازم‌ براي‌ مواجهه‌ شدن‌ با آنها را كسب‌ كنيد
حتي‌الامكان‌ از عوامل‌ خطر پرهيز كنيد.

عواقب‌ مورد انتظار
در بسياري‌ از موارد، بيماري‌ خود به‌ خود خوب‌ مي‌شود، اما با كمك‌ گرفتن‌ از پزشك‌ مي‌توان‌ مدت‌ افسردگي‌ را كم‌ كرد و روش‌هاي‌ مقابله‌ با افسردگي‌ را فرا گرفت‌. عود افسردگي‌ شايع‌ است‌. درصد بهبودي‌ بالا است‌، حتي‌ اگر فرد به‌ هنگام‌ افسردگي‌، نسبت‌ به‌ بهبودي‌ خود ديد منفي‌ داشته‌ باشد

عوارض‌ احتمالي‌
خودكشي‌. علايم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از: ـ گوشه‌گيري‌ از خانواده‌ و دوستان‌ ـ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ اين‌ كه‌ فرد مي‌خواهد «همه‌ چيز را تمام‌ كند» يا اينكه‌ «زيادي‌ است‌ و مزاحم‌ ديگران‌.» ـ شواهدي‌ از داشتن‌ نقشه‌ براي‌ خودكشي‌ (مثلاً نوشتن‌ وصيت‌نامه‌ يا توجه‌ به‌ يك‌ سلاح‌ قتاله‌) ـ خوشحالي‌ ناگهاني‌ پس‌ از احساس‌ نوميدي‌ طولاني‌ مدت‌ ـ عدم‌ بهبود افسردگي‌



درمان‌

اصول‌ كلي‌
در صورتي‌ كه‌ علايم‌ خفيف‌ تا متوسط‌ باشند، روش‌هاي‌ به‌ عهده‌ گرفتن‌ مراقبت‌ از خود را در پيش‌ گيريد:
با دوستان‌ و خانواده‌ صحبت‌ كنيد.
به‌ طور منظم‌ ورزش‌ كنيد
يك‌ رژيم‌ غذايي‌ متعادل‌ و كم‌چرب‌ داشته‌ باشيد.
الكل‌ مصرف‌ نكنيد؛
كارهاي‌ عادي‌ زندگي‌ خود را ادامه‌ دهيد.
فيلم‌هاي‌ خنده‌دار و شاد ببينيد.
در صورت‌ امكان‌ به‌ تعطيلات‌ برويد.
احساسات‌ خود را در يك‌ دفتر خاطرات‌ روزانه‌ بنويسيد.
سعي‌ كنيد مشكلات‌ در روابط‌ با ديگران‌ را حل‌ كنيد (البته‌ بهتر است‌ كه‌ در اين‌ زمان‌ تصميمات‌ عمده‌ نگيريد(
تا حدي‌ كه‌ مي‌توانيد فعاليت‌ خود را حفظ‌ كنيد.
مسؤوليت‌هاي‌ خود را تا زمان‌ بهبودي‌ به‌ فرد ديگري‌ واگذار كنيد.
به‌ گروه‌هاي‌ حمايتي‌ در مورد افسردگي‌ بپيونديد.

 داروها
داروهاي‌ ضدافسردگي‌ براي‌ بعضي‌ از افراد كه‌ افسردگي‌ طولاني‌مدت‌ يا نسبتاً شديد دارند.
ليتيم‌ براي‌ مواردي‌ كه‌ دوره‌هايي‌ از سرخوشي‌ غيرطبيعي‌ و افسردگي‌ متناوباً رخ‌ مي‌دهند.

فعاليت‌
محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد. فعاليت‌ها و علايق‌ روزانه‌ را حفظ‌ كنيد حتي‌ اگر حوصله‌ آنها را نداريد.

رژيم‌ غذايي‌
يك‌ رژيم‌ عادي‌ و متعادل‌ داشته‌ باشيد حتي‌ اگر اشتها به‌ غذا نداريد.



در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان علايم‌ افسردگي‌ داريد.
اگر احساس‌ تمايل‌ به‌ خودكشي‌ يا نااميدي‌ داريد.


منبع: http://www.vatandar.com/teb/depres.htm
در همین زمینه: افسردگی، سرماخوردگی روح (درباره درمان) و افسردگی، سرماخوردگی روح (ساده)